|
من چقدر ساده بودم که دل به تو باخته بودم
تو خيالم واسه تو فرشته اي ساخته بودم
تو رو بهتر از همه گلاي سرخ ديده بودم
واسه ظلمت دلم ستاره اي چيده بودم
اون که عاشقت نبود چرا قلبتو ربود
ما که عاشقت شديم اين جوري کار ما بود
حالا که با دگري هستي و غافل از مني
چرا به اين دل من زخم زبون هم مي زني
بعد تو عاشقي از يادم مي ره
ديگه اين ترانه ها منو عذابم نمي ده
اون که عاشقت نبود چرا قلبتو ربود
ما که عاشقت شديم اين جوري کار ما بود
وقتي که عطر تنت ميشه همه خواهشم
مي بينم گناه تو اما باز چشم مي پوشم
امون از کار اين دل که بازم تو رو مي خواد
مي بينه حال اما دنبالت مياد
اون که عاشقت نبود تو رو تنها مي زاره
ولي عاشقت هنوز ميگه دوست داره
سروده ي پيام شريعت پناهي
|