تبليغاتX
بهترین بهترین من
صفحه نخست | طراح قالب | خروجي وبلاگ
  شرح شیدایی

 نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت . نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت . نخستین کلامی که دلهای ما را ، به بوی خوش آشنایی سپردو . به مهمانی عشق برد ...

می خوام امروز از اولین خاطرمون بنویسم . از اولین روزی که باهاش حرف زدم . اون روزو خوب یادمه . تابستون بود . تقریبا همین موقع ها . من اون موقع زیاد می رفتم تو چت آخه تازه کامپیوترو به اینترنت وصل کرده بودیم دلم می خواست همه چیزو تجربه کنم . اون روزم داشتم با یکی از دوستام می چتیدم که یه عدد آقا پسر بهم pm داد . اولش اصلا حوصله نداشتم باهاش حرف بزنم یه جوری جواب می دادم که خودش خسته شه بره ! خلاصه زدم تو فاز سربه سر گذاشتن !

از قرار معلوم علیرضا کم می یومده تو چت اون روز تو خونه تنها بوده حوصلش سر رفته اومده و از شانس من ( خوش شانسی البته ) به من pm داده .

همین طوری چتیدییییییییییییییییییییییییییم تا علی آقا شماره مبایلشو داد به من . من به این جور شماره دادنا تو چت زیاد اهمیت نمی دادم اما اون روز ........ نمی خوام بگم از همون اول عاشقش شدم که ازش شماره گرفتم . نه . بیشتر از روی شیطنت و کنجکاوی بود که اون روز شماررو یادداشت کردم  این ماجرا گذشت تا اینکه چند روز بعد که ما مهمون داشتیم و خونه حسابی شلوغ پلوق بود و هرکی سرش تو کار خودش بود . من یاد شمارهه افتادم . با خودم گفتم فقط یه زنگ کوچولو می زنم که صداشو بشنوم .

تلفنو آوردم تو اتاقم شروع کردم به شماره گرفتن .....

بوووووووق......بووووووووق........بوووووق ....... + الو ( گوشی رو برداشت )

_ الو سلام .

+ سلام بفرمایید ؟

نمی دونم چی شد که یک دفعه همه چی یادم رفت حتی اسم خودم . قفل کرده بودم ! اومدم بگم با آقای فلانی کار دارم دیدم اسمشو یادم رفته . اومدم بگم من فلانی هستم دیدم یادم نیست خودمو با چه اسمی معرفی کرده بودم ! ( آخه اغلب تو چت اسم واقعیمو به کسی نمی گفتم ) آخرشم برگشتم به طرف گفتم :

_شما ؟ ( وای هنوزم هر وقت یادم مییوفته کلی می خندم )

اونم خندش گرفت گفت :

+شما زنگ زدینا !

_ ببخشید ما چند روز پیش چت کردیم فکککر کنم گفتم اسمم پریاس !

من اون روز با علی آقای گلم کم حرف زدم اما از اون روز به بعد همیشه یه حسی منو تا پای تلفن می کشید که بازم بهش بزنگم منم این کارو می کردم . تا اینکه یه روز ...

ادامه دارد...

 

پ.ن_1: از هیچ کس شماره نگیرین . چون :

1_ممکنه زنگ بزنید مثل من قفل کنید بعد ضایع شید

2_زنگ می زنید ... زنگ می زنید ... زنگ می زنییییییییید ... بعد باباتون می ره پیرینت می گیره بیچاره می شید .

3_زنگ می زنید بعد از طرف خوشتون میاد بعد عاشقش می شین ....... بعد تازه این می شه یه راز گنده تو دلتون ...جمع میشه .......جمع میشه .... جمع میششششه ....... بعد

 

نویسنده : فاطمه | ساعت 11:41 روز دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
| لینک ثابت