|
سلام . ماه رمضون خوش میگذره ؟ دعا یادتون نره ها .
یه مدت نیومدم . چون هم دانشگاه شروع شده هم کلاس زبان می رم هم ماه رمضون واسم جونی نذاشته بود . می رفتم دانشگاه میومدم تا اذان می خوابیدم بعدشم افطار و فیلمای تلوزیون و ...
دیروز خواستم بیام بنویسم . دیدم کامپیوتر نازنینم کانکت نمیشه . خلاصه قسمت نشد . چیزی درباره خودم و آقایی بنویسم . الانم از دانشگاه دارم آپ می کنم . خیلی ضد حال خوردم چون اینقده حرف دارمممم که نگوو تازه نمی دونم وقتی از دانشگاه آپ می کنم چه جوری از اسمایلی ها استفاده کنم ؟باید دانلود کنم ؟  
فکر نکنم به این زودیا کامپیوترم درست بشه . تا اون موقع سعی می کنم از اینجا آپ کنم . یه سری خبرای جدیدم از آقایی هست که قبلا تایپیدم اونارم می یارم از اینجا می ذارم تو وبلاگ .
فقط اینو بگم که آقایی جونم ، علیرضای عزیزمو دیدم . تبدیل شده به نمونه ی یه سرباز وظیفه شناس . وقتی فکر می کنم تنهایی رو برج دیدبانی افطار می کنه دلم واسش یه جوری میشه میخوام بپرم بغلش از بس که داره مرد میشه .
|